السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

247

تفسير الميزان ( فارسي )

و بدرستى اينست كه صراط من ، در حالى كه مستقيم است ، پس او را پيروى كنيد ، و دنبال هر راهى نرويد ، كه شما را از راه خدا پراكنده مىسازد ) « 1 » ، و نيز فرموده : ( فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّه تَبْدِيلًا ، وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّه تَحْوِيلًا ، هرگز براى سنت خدا تبديلى نخواهى يافت ، و هرگز براى سنت خدا دگرگونى نخواهى يافت ) « 2 » . و مسئله شفاعت و پارتى بازى ، اين هم آهنگى و كليت افعال ، و سنتهاى خداى را بر هم مىزند ، چون عقاب نكردن همه مجرمين ، و رفع عقاب از همه جرمهاى آنان ، نقض غرض مىكند ، و نقض غرض از خدا محال است ، و نيز اين كار يك نوع بازى است ، كه قطعا با حكمت خدا نميسازد ، و اگر بخواهد شفاعت را در بعضى گنه كاران ، آن هم در بعضى گناهان قبول كند ، لازم مىآيد سنت و فعل خدا اختلاف و دو گونگى ، و بلكه چند گونگى پيدا كند - كه قرآن آن را نفى مىكند . چون هيچ فرقى ميان اين مجرم و ميان آن مجرم نيست ، كه شفاعت را از يكى بپذيرد ، و از ديگرى نپذيرد ، و نيز هيچ فرقى ميان جرمها و گناهان نيست ، همه نافرمانى خدا ، و در بيرون شدن از زى بندگى مشتركند ، آن وقت شفاعت را از يكى بپذيرد ، و از ديگرى نپذيرد ، يا از بعضى گناهان بپذيرد ، و از بعضى ديگر نپذيرد ، ترجيح بدون جهت و محال است . اين زندگى دنيا و اجتماعى ما است كه شفاعت و امثال آن در آن جريان مىيابد ، چون اساس آن و پايه اعمالى كه در آن صورت ميدهيم ، هوا و اوهامى است كه گاهى در باره حق و باطل بيك جور حكم مىكند و در حكمت و جهالت بيك جور جريان مىيابد . در جواب از اين اشكال مىگوييم : درست است كه صراط خداى تعالى مستقيم ، و سنتش واحد است ، و لكن اين سنت واحد و غير متخلف ، قائم بر اصالت يك صفت از صفات خداى تعالى ، مثلا صفت تشريع و حكم او نيست ، تا در نتيجه هيچ حكمى از موردش ، و هيچ جزا و كيفر حكمى از محلش تخلف نكند ، و به هيچ وجه قابل تخلف نباشد ، بلكه اين سنت واحد ، قائم است بر آنچه كه مقتضاى تمامى صفات او است ، آن صفاتى كه ارتباط به اين سنت دارند ، ( هر چند كه ما از درك صفات او عاجزيم ) . توضيح اينكه خداى سبحان واهب ، و افاضه كننده تمامى عالم هستى ، از حياة ، و موت ، و رزق ، و يا نعمت ، و يا غير آنست ، و اينها امورى مختلف هستند ، كه ارتباطشان با خداى سبحان على السواء و يكسان نيست ، و بخاطر يك رابطه به تنهايى نيست ، چون اگر اينطور بود ، لازم

--> 1 - سوره انعام آيه 153 2 - سوره فاطر آيه 43